خاطرات دكتر كوچولو |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
من اگر جلوه پرستم ، نظر از غیر تو بستم
مشکن بال و پرم را که به بال تو نشستم
خدا رو شکر که کشیک های بیمارستان "م" تموم شد . چقدر حاشیه های این بیمارستان آزاردهنده بود .
با درخواست جابجایی من برای ارتوپدی موافقت نشد . علی رغم دلیل محکمی که داشتم . هیچ وقت تو این ٧ سال با این درخواست های من موافقت نشد ! چون که من جزو اون اقلیت خاص که همیشه باهاشون موافقت میشه نبودم ! چون اهل رشوه دادن به کارمند دانشگاه نبودم ! هیچ وفت من از "س" که اینطور حق کشی می کنه نمی گذرم . نمی دونم چطور می تونه این حق کشی ها رو بکنه . چطور از آخرتش نمی ترسه ؟! من یکی از هزاران نفری هستم که در حقش ظلم شده ... خانم "س" یکی از هزاران نفریه که حق کشی می کنه و رشوه می گیره ....
من به سهم خودم هرگزاز این حق کشی های خانم "س" نمی گذرم ...
| لینک | سهشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸۸ - دکتر کوچولو |
شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش
که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و شر وشورش...
زندگی را نمی شود فکر کرد . باید حس کرد . باید لمس کرد . همه چیز را . حسها را . درد هم دارد . اما بهتر از زندگی نکردن است . بهتر است از اینکه از ترس درد اصلا زندگی نکنی...
"کولی"
| لینک | چهارشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸۸ - دکتر کوچولو |
خسته هستم این روزها ...
برای خستگی هام هم حرف های زیادی واسه گفتن دارم
تنها یه راه دارم ...
به هیچ چیز و هیچ کس فکر نخواهم کرد ..... هیچ
...تا کی؟
| لینک | چهارشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸۸ - دکتر کوچولو |
من از بیگانگان دیگر ننالم
که با من هر چه کرد آن آشنا کرد ...
بعد از مدت ها اندکی به تزم امیدوار شدم . امروز ٢ تا QT prolongation داشتم . نمی دونستم باید از این بابت واسه بیمارم نگران و ناراحت بشم یا بابت اینکه در جهت اثبات فرضیه ام بود خوشحال باشم!
جالبه که زمانی که توی بیمارستان کار تحقیقاتی انجام میدی ، با وجود اینکه کل زحمت و مسئولیتش به عهده ی خودته و همکاری ِ دیگران ، حتی ساده ترین کارها کاملا صفره ! باز وقتی می رم توی بخش کاملا حس می کنم که به چشم یک مزاحم به من یا فرد مشابه نگاه می شه . انگار کاری خارج از وظایف داره به اون ها تحمیل می شه! متاسفم که حتی در بهترین مراکز آکادمیک کشورمون ، تحقیقات علمی هیچ جایگاه و ارزشی نداره ...
| لینک | یکشنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - دکتر کوچولو |
من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتها یه بیتابی میخوام
....
| لینک | یکشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸۸ - دکتر کوچولو |
امسال بیشعوری ممنوع است... حتی برای شما دکتر عزیز!
با اصل انتقاد ِ صحیح جهت دفاع از حقوق و منافع فرد کاملا موافق هستم ، اما به نظرم توی این نوشته فقط یک طرفه قضاوت شده .
بارها شاهد بودم که اصل ِ ساده ی " برخورداری از امنیت جانی در محیط کار" رعایت نشده ، بارها شاهد برخوردهای فیزیکی و توهین از طرف بیمار و همراهان بیمار نسبت به کادر درمانی بودم که توجیحی نداشته و با عکس العملی متقابلی هم ، همراه نشده ...
| لینک | پنجشنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸۸ - دکتر کوچولو |
چقدر یک انسان سعادتمند است زمانی که ، در زندگیش چیزی نباشد که آن را جور ِ دیگری بخواهد...
| لینک | سهشنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸۸ - دکتر کوچولو |
یک سال ٍ جدید ٍ دیگه...
زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم...
باز هم احسان خواجه امیری داره می خونه:
چه بسازی چه نسازی ، دل من کوکه با سازت
همه ی اوج غرورم ، سهم قلب بی نیازت
حال من خوبه با عشقت گر چه دورم از وصالت
واسه من کافیه رویات ، واسه من بسه خیالت
آرزوم ، بودن کنارت ، حتی یک لحظه تو خوابه...
جالبه که روز آخر کشیک در حالی که این آهنگ توی استیشن پخش می شد ، من هم خلاصه پرونده ها رو مینوشتم 
| لینک | جمعه ۳٠ اسفند ،۱۳۸٧ - دکتر کوچولو |
اتند محترم که دیگه نمی دونست چه ایرادی بگیره!( و مگر می شه بدون ِ گیر مورنینگ تموم بشه؟؟؟!!) : خوب ته چشم ِ مریض چی داشت؟
من: ته چشم نرمال بود.
اتند: با افتالموسکوپ دیدی؟
من:بله ( پس ته چشم رو می خواستم با چه چیز ِ دیگه ای ببینم؟؟؟!!)
اتند: قطره ریختی؟
من:نه. تمام بیمارستان رو گشتم .هیچ بخشی قطره نداشت!
اتند: بدون قطره دیدی؟! هیچ ارزشی نداره که! ببینم ، یعنی شما میای کشیک می دی و یه تروپیکامید تو جیبت نیست؟!!
من:
اتند:افتالموسکوپ ِ خودت بود؟
من: نه!!!
اتند: وای ی ی ی ی ... یه افتالموسکوپ هم شب ِ کشیک ، تو جیبت نیست؟!
من:
| لینک | شنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٧ - دکتر کوچولو |

